مخ کامپیوتر ایران Computer cerebral IRAN

نرم افزار و سخت افزار و تمام تحقیقات به عمل آمده

عکس بعد از عروسی سید عباس حسینی

در حال رفتن به پس شام بودیم

نویسنده: hadistore ׀ تاریخ: جمعه 09 فروردین 1392 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(1)

داود درزی رامندی اهل و ساکن دانسفهان

کارش مهندسی هوا فضا و مشغول به پرورش همه رقم  موجودات  خوردنی و نخوردنی است و جانشین محترم حوزه بسیج دانسفهان می باشد

سنش 22

وزنش 93 کیلو

قدش 188

گروه  خونB+

زبانش :زبان شرین و دلنشین و گوارای وجود تاتی است

خیلی خون گرم و لطیف است

و اما بعد

سید عدنان علوی محمدی خرمشهری

اهل و ساکن شهر خرمشهر که محل کارش در شهرستان دانسفهان می باشد

کار او کارمند دادگاه رامند یکی از بزرگترین شهرستان های استان قزوین می باشد

مدرک او لیسانس حقوق در دانشگاه آزاد آبادان با معدل 18.35 می باشد س

سنش :20

قدش :172

وزنش :71 کیلو

گروه خونی o+

زبانش عربی فصیح می باشد خیلی انسان دوست داشتنی می باشد

 

نویسنده: hadistore ׀ تاریخ: جمعه 09 فروردین 1392 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(6)

 

 

 

نویسنده: hadistore ׀ تاریخ: پنج‌شنبه 08 فروردین 1392 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(10)

 

نویسنده: hadistore ׀ تاریخ: پنج‌شنبه 08 فروردین 1392 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(2)

 

نویسنده: hadistore ׀ تاریخ: چهارشنبه 07 فروردین 1392 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(13)

 

چندیست در گیر و دار زندگی ام درگیر خدا شده ام . درگیری ای جزئی و پیگیری ای مستمر و اختلافی دامنگیر . برای زندگی ای که با هم داریم و رفتارهایی که به روی هم نمی آوریم . در خیالم سخت دلگیر شده ام و به روی خودم نمی آورم . اگرچه هنوز این دلگیری رویم را به رویش باز نکرده . چه نیاز است خدایی سایه بیندازد بر زندگی که به هیچ درد نخورد؟! و مگر خدایی که می خواهد مسلط بر محکومیت گناهانم در جهنم باشد این همه مظلومیت را به روی زمین نمی بیند؟ که ندای ظلم جاری و پیروز است و حق صرفاً در مقطعی از تاریخ به یاری بسیاری خون بها چندی می ماند و زود برکنار می شود ؛ واضح نیست.

در چنین مصیبتی که آدمی با خدای خودش هم اختلاف پیدا کند چه توقعی می ماند برای صلح و هم زیستی ماندگار میان بشر . که من از حق من برای دیگری بگذرد . میان این همه پستی پاک بماند . چه طور می شود صداقتی احمقانه را ادامه داد وقتی دنیایی از دروغ نفع ببرد . من میان حق و باطلی مخدوش و گمشده گیر افتاده ام و دلم برای خدایی می سوزد که آدم را هم دوست بدارد و هم رها کند .

این رها شدن نه به این مضمون که خدایی نباشد و کاری نشود اما من مثل هر آدم دیگری که ممکن است یکروز مثل من باشد و اینگونه فکر کند نمی توانم همه تقصیر و بدی و ظلم و بیچارگی را به گردن بشر بیندازم و خدا را از این جریان مستثنی و منزه بدانم که او ابداً تقصیری ندارد .

همسفران من با هر نیت و عملکردی در مقطعی از زمان کنار من اند و در لحظه ای از من جدا می شوند و خبری ازشان نمی ماند . و من باید چشم ببندم به نیت روزی که حق از ظلم جدا شود و ذره ذره حق از ذره ذره ظلم رها شود و داد و فریاد و آه و سکوت مظلوم رهایی بخش حق پایمال شده اش شود . آن هم در قسمتی که ظالمان روز روز به روز فربه تر و قدرتمندتر شوند .

آیا این قصه ای برای سکوت حق های پایمال شده نیست ؟ و التیامی درونی از انتقامی که نمی شود و نمی توان گرفت به امید روزی که تمام حق و بیچارگی ام ستانده شود .

برای این همه فریاد که در سینه خفه می شود و از عمر می کاهد . در دنیایی که حتی فریاد زدن هم ممنوع است و باید در خود بریزی تا ظاهر خوبی داشته باشی و بتوانی عادی بمانی و عادی ادامه دهی تا مورد قضاوت و نظر این جهانی واقع نشوی ، که اگر فریاد کنی آن اندک حقوق این جهانی ات هم سلب می گردد .

مرور چنین خاطراتی با خدایی که سکوت کرده میان لبخند و اشک ، کفر و ثنا ، بیماری و سلامتی و مرگ و زندگی فقط تنهاتر و بی پناه ترم کرده . و چاره آدمی که با خدای خودش هم غریب شده چیزی جز نقش بازی کردن نیست .

قلمداد سختی ها و روزهای طاقت فرسا و آینده ای مه آلود و مبهم از سرزمینی کوچک در دل کهکشان نوری که تنها بخش کوچکی از این هستی ست و جنگ میان اختیار و سرنوشت ، برای من داستان قشنگی می سازد . داستانی از زندگی ام که به اشکال مختلف می تواند باشد . و این فکر که " در دنیا وقت برای فهمیدن اندک است و وقت برای نفهمیدن بسیار" از این رو مردمان اغلب سرگرم عادت هایشان هستند و تمایلی به تغئیر و نو شدن ندارند .

به این شکل ، من ترجمانی از یک انسانم و از یک جنگ دیگر میان جبر و سرنوشت و اختیار و عمل ، کنار خدایی که شاهد است .

#جهان سوم - سردرگمی - سرگیجه و تعادل
:)خدایا کرایه منو و رضا صادقیو حساب کن پیاده میشیم .

نویسنده: hadistore ׀ تاریخ: چهارشنبه 07 فروردین 1392 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(22)

 

رودروایسی کرده ام در واپسین لحظه های تردیدم میان آدم ها و پا میان نگذاشته ام تا سلامی کنم من باب آشنایی و گذر کرده ام . برای همین از میان بسیاری رد شده ام مثل آشنایی اما صمیمی نشده ام . صمیمی شدن سخت است . صمیمی شدن دردسر دارد . صمیمی شدن وقت می خواهد و آدم همیشه یک جای وقتش می لنگد از این رو که یا وقت بسیار دارد و حوصله کم و تنهایی و یا وقت ندارد و آشفتگی و از این طرف به آن طرف .

تقصیر من هم نیست این مشخصه دنیای ماشینی ماست که به آدم اجازه رفاقت های بی بدیل را دیگر نمی دهد . یعنی کم می دهد . تا سر تکان می دهی می بینی ایام مدرسه و کلاس و درس و معلم با تمام آدم های خاص و خوبش سپری شده و فارغ از تحصیل . و بعد در دانشگاه هم که محیط به آن اندازه صمیمی نیست و حتی کار . به جز این ، آدم ها همدیگر را به اندازه وابستگی هایشان دنبال می کنند و به محض فاصله از این تعلقات کم کم همدیگر را گم می کنند . گم می کنند یا جدا می شوند یا دور می شوند یا هر چیز . به هر حال این فاصله کم کم زیاد می شود .

خودسانسوری و یا خود نبودن و در واقع خود نشناختن بُعد دیگر این قضیه است ؛ آدم ها از این جهت سرگرم کارهایی هستند که درگیرش شده اند و این درگیری به حدی شدید است که مجال جدایی را بهشان نمی دهد . از این جهت بی آنکه بخواهند و یا حتی بی آنکه نیاز باشد درگیر عادت هایشان اند .

در زندگی ام آدمی هستم بیشتر تحت تاثیر جبرگرایی . سرنوشت را از زوایای مختلف دوست دارم نگاه کنم و از این رو پیش می آید که بخواهم کارهایی را تجربه کنم که ربطی به سرنوشت این جهانی ام ندارد ! یعنی به زبان دیگر من به سراغ کارهایی می روم که به من مربوط نیست یا به اصطلاح این کاره نیستم .

این مسئله البته بد نیست اما دردسر های زیادی برایم دارد . به عنوان مثال همین هفته گذشته خواستم دستفروشی را تجربه کنم و رفتم و تعداد زیادی تقویم خریدم و آوردم کنار خیابان ! بر خلاف تصوراتم کار بسیار دشواری بود . ماموران شهرداری هم آمدند یعنی می آمدند و به اصطلاح جممان می کردند - جا دارد از همینجا از همه آنها تشکر کنم - بر خلاف تصوراتم کار بسیار دردناک و دشواری بود و پوست کلفتی می خواست . نمی دانم چرا مردم با خودشان هم قهرند . به جز این کار ابلهانه یکی دو بار هم دست به کارهای خطرناک تری هم زدم . مدتی عشق رانندگی به سرم زده بود و می خواستم با کامیونی اتوبوسی چیزی راهی بیایان ها شوم و از این رو برای شروع یک وانت اختیار کردم و اسباب و اثاثیه مردم را با آن جا بجا می کردم .

دیگر اینکه پرش های ذهنی و عینی بسیاری تجربه کردم و چه می گویند از این شاخه به آن شاخه پریدن؟ هان همین . می خواستم بگویم احساس م و احساس هر آدمی ممکن است دست خوش تغئیرات بسیاری شود . غم و اندوه و شادی و هیجان . می خواستم بگویم که چه خوب است می شد احساس را گفت و آن را خالص کرد . اما حیف که وقت برای کارهایی که دوست داریم نیست . دیگر اینکه خصوصیت دنیای ماشینی ما چیزیست که سادگی را از بین برده و به این ترتیب آدم ها حتی حق ندارند ساده باشند . در نهایت باور کرده ام که سادگی به شدت دلرباست .
دوست دارم روزگاری باشد که احساس و ارزش های هیچ کسی وابسته و بسته نباشد به این شکل که در ترافیک آرزوها به بن بست نرسیم . و راستش عجیب به سعی در سختی ایمان آورده ام .

 

نویسنده: hadistore ׀ تاریخ: چهارشنبه 07 فروردین 1392 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(15)

 

پس از مدت ها دوباره شروع به وبلاگ نویسی کرم که شما را تنها نگذارم

خیلی از شما سپاس گذارم که با پیام های خود موجبات شادی اینجانب را فراهم کردید

و از بعضی از نظر دهنده ها نیز گله دارم که حقیت امر را اجهاف کرد هاند

 

 

اندر دل من مها دل افروز تویی

یاران هستند و لیک دلسوز تویی

شادند جهانیان به نوروز و به عید

عید من و نوروز من امروز تویی مولوی

نویسنده: hadistore ׀ تاریخ: چهارشنبه 07 فروردین 1392 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(7)

از شما عزیزان که از وبلاگ اینجانب دیدن کردید کمال تشکر را دارم و از شما سروران که با نظرات شیوا و آموزنده اینجانب را ترقیب به کار و تلاش بیشتر کردید سپاسگزارم بلاخص از احمدی و مصطفی آبی

 

 

 

 

 

نویسنده: hadistore ׀ تاریخ: یکشنبه 26 شهریور 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(2)

خیلی از شما ممنون هستم که سری به این وبلاگ بچه های با حال زدید و قدر دان شما هستم که با آن که مطالب زیادی در این وبلاگ نبود پس از گذشت 4 ماه آمار سایت بشتر از شش هزار نفر شده است و این جانب قول می دهم که مطالب بدردخوری برای شما سروران جمع آوری کنم که از وبلاگ کمال استفاده را ببریدمهندس هادی درزی پور

نویسنده: hadistore ׀ تاریخ: چهارشنبه 11 مرداد 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(3)

CopyRight| 2009 , 4896.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران